مذهبی

حكومت حضرت مهدى(عج) در راستاى نبوت پيامبر اكرم(ص)

در روايتى كه بعثت پيامبر اكرم(ص) را بر پايه پنج شمشير معرفى مى‏كرد، اين مطلب نيز مطرح شده بود كه تا زمان طلوع خورشيد از مغرب، سه شمشير از پنج شمشير، غلاف نخواهد شد؛ يعنى جنگ با مشركان و كافران اهل كتاب و غير اهل كتاب، همواره تا اين زمان ادامه خواهد داشت و تنها در اين زمان است كه اين مبارزه‏ها پايان خواهد يافت.
در روايات مختلف، طلوع خورشيد از مغرب، از علامت‏هاى قيامت معرفى شده است كه پس از قيام حضرت مهدى(عج) و كشته شدن دجال تحقق مى‏يابد و در اين زمان، ديگر از كسى توبه و ايمان پذيرفته نخواهد شد.[30] بدين ترتيب، بعثت پيامبر اكرم(ص) و قيام حضرت مهدى(عج) هم سو و با يك هدف صورت مى‏گيرد و مبارزه‏اى كه رسول خدا(ص) براى از بين بردن كفر و شرك آغاز كرده بود، تا زمان قيام آن حضرت ادامه مى‏يابد. ايشان نيز با انگيزه تحقق بخشيدن به اهداف جدش قيام خواهد كرد.
بنابراين، شناخت اهداف مبارزه حضرت مهدى(عج) مى‏تواند به شناخت انگيزه پيامبر اكرم(ص) در مبارزه‏اش يارى برساند ؛ زيرا تنها تفاوت بين اين دو دسته مبارزه، اين است كه يكى به آن غايت مقصود خويش نرسيد و ديگرى با پيروزى قرين خواهد بود.
در روايات مختلف، كه به بيان اهداف قيام حضرت مهدى(عج) پرداخته است، يكى از كارهاى ايشان بر پا كردن اسلام به گونه‏اى تازه، مانند عمل رسول خدا(ص) معرفى شده است. امام باقر(ع) دراين باره مى‏فرمايد:
يهدم ما قبله كما صنع رسول اللّه (ص) و يستانف الاسلام جديداً.[31]
آن چه قبل از او بوده را نابود مى‏كند؛ همان گونه كه رسول خدا(ص) انجام داد، و اسلام را به شكل جديد بر پا مى‏كند.
امامهم‏ترين كار او، كه در روايات مختلف از شيعه و سنى نقل شده و از حد تواتر نيز گذشته است، برپايى قسط و عدل و از بين بردن ستم و جور در سراسر دنيا است؛[32] يعنى حضرت مهدى(عج) تنها براى اين كه مردم مسلمان شوند و نماز بخوانند و روزه بگيرند، قيام نمى‏كند، بلكه هدف اساسى و محورى او برپايى اسلام، تحقق عدالت اجتماعى واز بين بردن ظلم و ستم در همه جهان است واين هدفى است كه قرآن كريم براى همه انبيا و رسولانى كه از سوى خداوند آمده‏اند، قرار داده است:
(لقد ارسلنا رسلنا بالبينات ... ليقوم الناس بالقسط).[33]
بدين ترتيب، وقتى هدف از مبارزات حضرت مهدى(عج) برپايى عدالت و از بين بردن هر گونه ظلم و ستم بوده و قيام او كاملاً هم سو با جهاد پيامبر اكرم(ص) است، بلكه طبق روايات ذكر شده، او همان كارى را انجام مى‏دهد كه رسول خدا(ص) انجام داد، پس هدف پيامبر اكرم(ص) نيز از جهاد و مبارزه، نابودى هر گونه ظلم و ستم و بسط عدالت در روى زمين بوده است، نه صرفا مسلمان شدن مردم و انجام تكاليف فردى، هر چند اين نيز از اهداف بزرگ آن حضرت و فرزندش، حضرت مهدى(عج) خواهد بود.
روايات ديگرى نيز در اين باره وجود دارد كه حضرت مهدى پس از قيام خويش مالك زمين مى‏شود وهمه مردم از او اطاعت مى‏كنند. او زمين را آباد و خرابى‏هاى آن را اصلاح مى‏كند و خلافتش مستقر وامامتش كامل مى‏شود. حضرت على(ع) در اين باره فرموده است:
سيأتى اللّه بقوم يحبّهم اللّه و يحبّونه و يملك من هو بينهم غريب فهو المهدى... يملاً الارض عدلاً بلاصعوبة.... فيملك بلاد المسلمين بامان و يصفوا له الزمان و يسمع كلامه و يطيعه الشيوخ و الفتيان و يملاً الارض عدلا كما ملئت جورا فعند ذلك كملت امامته و تقرّرت خلافته...وتعمر الارض و تصفو و تزهوا بمهديها و تجرى به انهارها...[34].
اين كه پيامبر اكرم(ص) داراى حكومت بوده است و خلافت و حكومت پس از ايشان نيز بايد از نبوت سرچشمه مى‏گرفت و در ميان اهل بيت استقرار مى‏يافت و حضرت مهدى(عج) سرانجام، چنين امرى را تحقق خواهد بخشيد، از صدر اسلام در ميان مسلمانان و مؤمنان واقعى معروف ومشهور بوده است. در صدر اسلام، درباره امور حكومت احتجاجات بسيارى بين شيعه و حاكمان و پيروان آنان صورت گرفته است.
در احتجاجى بين معاويه و بنى هاشم، وقتى معاويه عقيده بنى هاشم را، كه خود رامستحق خلافت به واسطه نبوت مى‏دانستند، با اين استدلال رد مى‏كند كه خلافت و نبوت با هم جمع نمى‏شوند، پس از آن، به اعتقاد بنى هاشم درباره حضرت مهدى اشاره مى‏كند و مى‏گويد: حكومت در دست ماخواهد بود تا آن را به او تحويل دهيم. آن گاه عبدالله بن عباس بر مى‏خيزد و پس از حمد و ثناى الهى با استشهاد به آيه شريفه:
(فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب والحكمة و آتيناهم ملكا عظيما).[35]
همانا به آل ابراهيم كتاب و حكمت و ملك عظيمى عطا كرديم.
مى‏گويد:
«امّا قولك انا لا نستحق الخلافة بالنبوة فاذا لم نستحق الخلافة بالنبوة فبم نستحق؛[36] اما سخن تو كه ما به واسطه نبوت، استحقاق خلافت نداريم، پس اگر با نبوت استحقاق آن را نداشته باشيم، به چه استحقاق پيدا مى‏كنيم؟».
اين سخن، روشن مى‏سازد كه كسانى بايد متصدى امر خلافت باشند كه نبوت در ميان آنان بوده است و معيار ديگرى براى استحقاق خلافت وجود ندارد و اين بدان معنا است كه حكومت، در خود نبوت نهفته است و اهل بيت پيامبر اكرم(ص) به واسطه قرابت با ايشان استحقاق خلافت را دارند.

منبع-فصلنامه حکومت اسلامی

/ 0 نظر / 7 بازدید