دفاع مقدس

 

مقدمه :

جنگ ها و انقلاب ها برجسته ترین پدیده های اجتماعی هستند که سرنوشت اجتماعی جوامع انسانی را دستخوش تغییر می کنند. جنگ ایران و عراق، حادثه تاریخی بزرگ و سرنوشت سازی بود که در بستر مجموعه ای از عوامل و زمینه های متفاوت شکل گرفت و از تاریخ 31 شهریور سال 1359 با تجاوز عراق آغاز شد ودر تاریخ 29 مرداد سال 1367، پس از پذیرش قطع نامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران به پایان رسید.

تحلیل علل و زمینه های وقوع جنگ عبارتند از :

1. اختلافات تاریخی و رقابت دو کشور ایران و عراق 2. معضلات ژئوپلتیکی عراق که تاکنون منشأ آغاز دو جنگ شده است. 3. ماهیت رژیم عراق و تضاد آن نظام جمهوری اسلامی ایران 4. وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تغییر مناسبات منطقه ای با نگرانی از صدور انقلاب 5. تغییر توازن قوا و پیدایش خلأ قدرت در منطقه 6. تنش در مناسبات ایران و آمریکا بر اثر سیاست های مداخله جویانه آمریکا در ایران و واکنش ایران در تصرف سفارت امریکا 7. فروپاشی قدرت سیاسی -  نظامی و اقتصادی گذشته در ایران و عدم انسجام درونی برای تصمیم گیری و مقابله با بحران ها و تهدیدات خارجی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکست کودتای نظامی نوژه، نشان داد که با وجود باقیمانده عناصر وابسته به رژیم شاه در ساختار جامعه و حمایت آمریکا و غرب و عراق از آنها، امکان براندازی نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر نیروهای مخالف انقلاب وجود ندارد. بر همین اساس، کردزمن معتقد است که شکست کودتای نوژه یکی از دلایل تصمیم گیری عراق مبنی بر آغاز تهاجم آشکار به ایران است.

عراق در فاصله زمانی کودتای نوژه، تا شروع جنگ، بیش از 2 ماه، مواضع و اقدامات مهمی را به منظور آمادگی برای جنگ در زمینه های نظامی و دیپلماتیک انجام داد.

تفاوت در تلاش های جدید عراق علیه ایران، با گذشته در این موضو عاست که بنابر نظر برخی از تحلیلگران، اگر در گذشته منشأ اقدامات عراق نگرانی از صدور انقلاب ایران به عراق بود، در دوره جدید، به ویژه در نیمه سال 1359 وضعیت سیاسی اجتماعی ایران در بدترین حالت قرار داشت؛ زیرا با وجود آنکه بنی صدر، رئیس جمهور قانونی کشور بود و این موضوع به معنای قانونمندی و استقرار نهادهای توام جمهوری اسلامی در چارچوب اصول قانون اساسی بود. ولی دامنه مناقصات در رأس ساختار سیاسی شکور تشدید شد و همین اختلاف نظرها، امکان تصمیم گیری در سطر استراتژیک را برای حل و فصل مسائل اساسی کشور با چالش روبه رو ساخته بود . با کشف کودتای نوژه و عناصر آن در بخش های مختلف نیروی هوایی، نیروی زمینی و هوانیرو، روشن شد که برای تحولی در ارتش و ایجاد قدرت دفاعی و بازدارنده به تلاش و سرمایه گذاری و زمان نیاز است. بسیج نیز با وجود حمایت های امام به دلیل اختلافات و سایر مشکلات هویت نظامی پیدا نکرد. همچنین، رکود حاصل از اعتصاب قبل از انقلاب و تدوام آن به شکل دیگری پس از انقلاب بنیه اقتصاد کشور را کاملاً‌ تضعیف کرد. از نظر شرایط بین المللی نیز، اوضاع به سوی یران نبود. هرچند افکار عمومی در جهان اسلام سود ایران بود، ولی انقلاب با مشخصه دینی و مردمی و سپس مقابله با قدرت و اقتدار آمریکا و تصرف سفارت این کشور، موقعیت بین المللی ایران را در سطح بازیگران وساختار بین المللی ضعیف کرده بود. در این اوضاع، مخالفان ایرانی در داخل و خارج کشور، تحت حمایت و پشتیبانی آمریکا، غرب، کشورهای منطقه و عراق برای تضعیف و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران به عراق فعالیت هایش را علیه ایران کسترش داد. یا صرفاً بر پایه فرصت حاصل از تضعیف موقعیت سیاسی، نظامی و بین المللی ایران و هموبا آمریکا علیه ایران عمل کرد؟ پاسخ به اسن سوال می تواند میزان صحت و استحکام این نظریه را روشن سازد که آیای رفتار ایران موجب تحریک عراق و تجاوز به ایزان شد یا اینکه عراق با اهداف خاص و استفاده از فرصت، به ایران تجاوز کرد و همچننین، با توجه به انگیزه عراق و وضعیت حاکم بر 2 کشور و اوضاع، منطقه آیا امکان جلوگیری از وقوع جنگ وجود داشت.

 

 

 

تلاش عراق به جهت آمادگی برای جنگ در چند زمینه آشکار بود. دولت عراق، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، با تشکیل کمینه ای، مطالعات لازم را انجام داد. و ضمن جمع آوری اطلاعات و برگزاری مانور و مرور آن آمادگی خود را ارزیابی کرد. بازدید فرماندهان و مسئولان عراقی از یگانهای نظامی افزایش یافت. حتی صدام نیز به گفته یکی از فرماندهان، از محل تیپ عراقی مستقر در پاسگاه قتیبه از منطقه بازدید کرد. در همان زمان یکی از همراهانش در پاسخ به سوال وی درباره نام منطقه، گفت: قصر شیرین است. صدام گفت: در آینده ای نزدیک آنجا را با خاک یکسان خواهم کرد. پس از این بازدید، لشکر 6 عراق به طرف قصر شیرین حمله کرد. به نوشته نیویورک تایمز به نقل از منابع دیپلماتیک عرب 50 هزار سرباز عراقی در طول مرز ایران گرد آمدند، که عمده این جمع تجمع نیرو در نواحی خوزستان بود.

درباره توانایی عمده عراق، کردزمن به چند موضوع اشاره می کند که نشان می دهد عراق در این زمینه ها بر ایران برتری داشا:

1. ثبات سیاسی، نظامی بیشتر در خلال دوره پیش از جنگ

2. روابط دوستانه با کشورهای همسایه که از اواسط دهه 1970 آغاز شد.

3. دسترسی ماوم به منابع متعدد جنگ اقرارهای مدرن و پیشرفته ترین سیستم های ساخت فرانسه یا شوروی

4. ذخایر مالی و اعتباربالا برای آغاز جنگ

5. تحولی نسبتاً بالنده همراه با رشد تدریجی استانداردهای زندگی و بهبود اقتصاد

بر پایه همین ملاحظات، تمامی ناظران و کارشناسان از رتری عراق بر ایرن سخن می گفتند و پیش بینی می کردند که اگر اصطکاک فرایند میان ایران و عراق به جنگ بینجامد عراقی ها نسبت به ایران از آمادگی بسیار بهتری بهرهمند خواهد بود. عراقی ها با چنین اعتمادی به برتری خود بر ایران بر دامنه تجاوزات مرزی خود افزود چنان که تنها در 3 ماهه دوم سال 1359، این تجاوزات به 410 مورد بالغ شده بود.

لطیف جاسم، وزیر فرهنگ و اطلاعات عراق، بر پایه همین اساس برتری و اراده جنگ، در میان روزنامه نگاران لبنانی در پاسخ به اختلافات دیرینه کشور ایران و عراق گفت: این اختلافات شدید تر هم خواهد شد، تلاش های فعلی تا زمانی که در ایران دولتی روی کارآید، ادامه خواهد یاقت.

صدام نیز، بر پایه این تمایلات به تغییر دولت ایراتن، در جمع خبرنگارن رسماً حمایت خود را از گروه های ضد انقلاب و تجزیه طلب اعلام کرد. به نوشته کیانوری، پیرو همین سیست، صدام، برای ایجاد دولتی در جنوب ایران، رئیس سازمان امنیت خود را به پاریس فرستاد و از بتیار دعوت کرد که به بغداد بیاید و او با شاپور بختیار به بغدادآمد. بختیار و صدام طی ملاقاتی طولانی،‌قرار گذاشتند که پس از اشغال اهواز و آبادان و منافع نفت خیز که به خیال صدام کار آسانی بود، در این منطقه دولتی مستقل تشکیل دهدن. صدام نیز قول داده بود که رژیم های غربی پس از یکی دو ماه این دولت را به رسمیت خواهند شناخت. مواضعی که عراق، به نمایندگی از کشورهای عبی، طی ماههای قبل درباره جزایر3 گانه اتخاذ کرده بود در دوره جدید با تهدید نظامی عراق برای تصرف آنها تکیه بر زور همراه شد. صدام در مصاحبه ای با یک روزنامه کویتی گفت: اکنون ما نیروی نظامی مناسبی را برای ایران باز پس گیری 3 جزیره اشغای فراهم کرده ایم. ما پس از 1975، نه سکوت کرده ایم و نه دچار سستی شده ایم؛ بلکه از آن زمان تاکنون ظی 7 سال توان و قدرت نظامی و اقتصادی خود را افزایش داده ایم.

 

اواین تهاجم نظامی ارتش عراق به ایران در مناطق القوس، سیف سعد و میمک به تصرف این مناطق انجامید. عدنان خیر الله، وزیر دفاع عراق، در تاریخ 19 شهریور ماه سال 1359 اعلام کرد که نیروهای مسلح عراق به مرزهای بین المللی رسیده اند. وی اضافه کرد، ما تمام سرزمین های را که ایران با زور تصرف کرده بود دوباره پس گرفتیم و اختلافات خود با ایران درباره سرزمین های مذکور حل کردیم.

صدام، بعد ها در کنفرانس طائف درباره این اقدام گفت: درباره سرزمین ها پیش از سقوط شاه در اختیار عراق قرار نگرفته بود و ما در صدد گرفتن آنها بودیم که انقلاب ایران شروع شد و این مسئله، موضوع نقل و انتقال آنها را به تأخیر انداخت و زمامدارن جدید نیز، پس از سقوط شاه سرزمین های ما را بازنگرداندند و بدین گونه ایران سرزمین عراقی غریزی را در اشغال خود نگاه داشت.

با فرض پذیرش صحت ادعای عراق مبمی بر اینکه از مناطق آن کشور، که برابر قرار داد 1975 الجزایر باز پس

یری آن آماده شده بود این پرسش به میان می آید که چرا عراق پس از تصرف این مناطق اقدام جنگ کرد؟

پس از تصرف این مناطق، صدام طی سخنانی در اجلاس فوق العاده مجلس ملس عراق در تاریخ 17 سپتامبر سال 1980 (26 شهریور سال 1359، لغو قرارداد 1975 الجزایر را بصورت یک جانبه اعلام کرد. وی طی سخنانی گفت: در برابر شما اعلام می کنم که ما قرارداد مارس 1975 را کاملاً لغو می دانیم و شورای فرماندهی انقلاب تصمیم خود را در این زمینه اتخاذ کرده است. بناربراین باید روابط قانونی در شط العرب به وضع قبل از مارس 1975 بازگردد و تمام حقوق تصرف شده تحت حاکمیت کامل ما قرار گیرد.

دولت عراق در این دوره، روابط خود را با کشور عربستان بهبود بخشید و رادیو عراق از ابراز هرگونه شعاری در رسانه های تبلیغاتی خود درباره کشورهای ارتجاعی خودداری کرد. آنها اکنیت خلیج فارس را جزئی جدایی نا پذیر از امنیت ملی عراق اعلام کردند.

سرانجام در تاریخ 31 شهریور سال 1359، 192 فروند هواپیمای جنگده نیروی هوایی ارتش عراق به طرف اهدافشان در داخل خاک ایران به پرواز درآمدند. به نوشته وفیق سامرایی پس از این حمله، صدام و عدنان خیر اللله و افسران اطلاعات و عمایات وارد اتاق عملیات شدند. خیر الله، وزیر رفاع، به صدام گفت: سرور من، جوانها 20 دقیقه قبل پرواز کردند. و صدام به او پاسخ داد: نیم ساعت بعد کمر ایران خواهد شکست. صدام در ساعت 15:30 روز 31/6/1359 طی پیانی از رادیو تلویزیون عراق علت حمله هوایی عراق به خاک ایران را اعلام کرد و گفت: اگر ایرانی ها حاکمیت عراق را بر مانطق اشغال شذه بپذیرند، عراق جنگ را خاتمه حواهد داد. بدین ترتیب جنگ ایران و عراق با تجاوز عراق بر ایران آغاز شد و به نوشته روزنامه البیان، چاپ امارات، صدام حسین جنگ را با اتکا به یک وعده پنهانی آمریکا از طریق کشور ثالث آغاز کرد. وعده این بود که چنانچه نیوهای عراقی نتواند ظرف مدت یک هفته سرنوشت جنگ را به نفع خودش رقم بزند، آمریکا از عراق حمایت نظامی به عمل آورد.

 

بی اعتمادی نسبت به خط مشی و روش و رفتار عراق به ویژه در واکنش آن کشور پس از وافقت ایران یا قطع نامه 598 و نیز تلاش برای پایان دادن به وضعیتی که اساساً بر پذیرش قطع نامه 598 موثر بود، موجب شد جمهوری اسلامی ایران بر اتمام سریع جنگ و اقدام سازمان ملل در اعلان زمان برقراری آتش بس اصرار ورزد.

واحد پخش خبر رادیو در ساعت 2 بعدازظهر 27 تیرماه 1367 بدون هیچ مقدمه ای اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران قطع نامه 598 شورای امنیت را قبول کرده است.

سرانجام دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد، تاریخ 20 اوت 1987 میلادی زمان برقراری آتش بس خواهد بود و پس از ان اقدامات لازم قطع نامه انجام خواهد شد.

سرانجام در فاصله کمتر از دو هفته از تعیین زمان برقراری آتش بس در 20 اوت سال 1987 تا اجرای آنف کلیه تلاش های دبیر کل سارمان ملل برای استقرار نیروهای یونیماگ، در تهران و عراق انجام گرفت و بدین ترتیب، جنگ ایران و عراق پس از گذشت هشت سال از زمان تجاوز عراق به ایران پایان رسید در حالی که هیچ دستاورد سیاسی یا نظامی برای عراق در بر نداشت و مین امر، زمینه جنگ دیگری (تجاوز عراق به کویت) را د منطقه فراهم ساخت.

 خرمشهر برای جامعه ایران و حتی دشمن و حتی تحلیلگران تنها یک شهر نبود بلکه همه جنگ بود. مقاومت خرمشهر از نقش مردم اسطوره جدیدی ترسیم کرد و تمام محاسبات نظامی سیاسی روانی و تبلیغاتی دشمن را برهم زد. ناکامی های دشمن با آغاز مقاومت در خرمشهر اغاز شد و آنچه را تصور می کردند در عرض 24 ساعت یه دست می آید 44 روز طول کشید و قوای فیزیکی و روحی دشمن را منهدم و فرسوده کرد در عین حال اشغال خرمشهر جراحتی بود بر روح و جسم ملت ایران که با فتح آن برطرف شد و خرمشهر سمبلی شد از شکست و حقارت دشمن و پیروزی ملت ایران.

پیروزی د خرمشهر سرآغاز (تحولی استراتژیک) در سطح منطقه بود فتح خرمشه حادثه ای سرنوشت ساز بود از یک سو بر تحولات سیاسی داخل کشور تأثیر گذاشت و بی ثباتی سیاسی را به ثبات به ثبات تبدیل کرد و از سوی دیگر در عرضه نظامی تحولا جدید براساس استراتژی جدید زمینه های کسب پیروزی و شکت دشمن را بوجود آورد و ایران بر قدرتی منطقه ای با نشخصه های دینی و انقلابی تبدیل گشت.

فتح خرمشهر در ادامه تحولات داهلی به مفهوم (پایان آغاز جنگ) بود و روند پیشین را تغییر داد و استقرای جنگ تغییر کرد. فتح خرمشهر پابان مرحله ای بود که عراق با هدف تجزیه کشور و براندازی نظام جمهوری اسلامی اجرا کرد و در نتیجخ مرحله جدید آغاز شد که موضوع (نحوه خاتمه بخشیدن به جنگ) بود.

اینک به بیان علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر می پردازیم:

1. پایان دادن بخ چنگ از موضوع برتر با در اختیار داشتن منطقه ای استراتژیک از دشمن آقای رفسنجانی را باید صاحب این نظریه دانست ایشان با تغییر روند تحولات جنگ در آستانه عملیات فتح المبین بخشی از این نظریه را طرح کرد و پس از فتح خرمشهر در جلسات تصمیم گیری ابعاد آن را با استدلال نظامیان تشریح کرد اما با این نریه که مستلزم ورود به خاکعراق بود مخالفت کرد. این نظریه حداقل تا سال 1366 و قبل از صدور قطع نامه 598 حاکم بود ولی تجربیات حاصل از عنلیات والفجر 8، (فتح خاو) و کربلای 5 نشان داد امگان تحقق این نظریه وجود ندارد زیرا دامنه فشار و افزایش هزینه ها در مقایسه با پیروزی بیشتر بود و حتی این تصو بود که با صرف بغداد هم امکان اتمام جنگ با برتری ایران وجود ندارد زیرا خطر تشدید حملات با سلاح های غیر متعارف به تهران وجود دارد.

2. تغییرماهیت ارائه نشدن پیشنهاد مناسب به ایران برای اتمام جنگ

آقای رضایی فرمانده پیشین سپاه درباره مسائل جنگ بویژه در پاسخ یه علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر این نظریه را بیان داشتند که خرمشهر در روند جنگ سمبل پیروزی و شکست بود(1) و با فتح خرمشه فلسفه چرایی جنگ از سوی کسانی که این جنگ را تحمیا کرده بودند پایان یافت و ایران که تهدید می شد به  همین دلیل فح خرمشهر یک معجزه در جنگ بود و باعث شد وضع سیاسی ایران بکلی دگرگون شود آقای رضایی می گوید: (دلیل اصلی جنگ پس از فتح خرمشهر، ندادن پیشنهاد صلح از سوی قدرت های بین المللی بود. در آن سال هیچ فردی از مجموعه سیاستمداران و نظامیان نبودند که با ادامه جنگ و عبور ا ورزهای بین المللی در جنوب مخالف باشند. اگر پیشنهاد صلح به ایران می شد و مسائل کلیدی و اختلافات اصلی از جمله مرزهای بین المللی حل می شد،‌ایران به جنگ ادامه نمی داد(2) ایشان معتقد است فتح خرمشهر استراتژی ها را عوض کرد و نقطه عطف بین دو مرحله جنگ، یعنی آغاز و پایان بود.

 3. تصمیم گیری جدید برپایه تصرف کانون آتش و قصاص متجاوز

آقای لطف الله میثمی(3) در گفت و گوی مطبوعاتی به پرسش علت ورود به خاک عراق پس از دفع متجاو با نظریه ای جدید پاسخ می دهد وی معتقد است مسئولان کشور از جنگ و

 

1. مهدى بهداروند. ورود به خاک عراق، ضرورت ها و دستاوردها، وعاونت فرهنگی نیروی هوایی سپاه

2. روزنامه انتخاب، 5/3/1381، ص 2/

3. عضو پیشبن کادر مرکزی سازمان مجاهئین خلق اکنون مجلسه چشمانداز را منتشر می کند.

و قانون آن اطلاعی نداشتند در نتیجه طبقه بندی جدید جنگ پیگیر شدند و بعد از فتح خرمشهر آنها بودند که تصمیم گرفتند که ما وارد خاک عراق شویم(1) امام مخالف ادامه جنگ بودند ولی فرماندهان و نیروهای ارتش امام را قانع کردند که ما باید به خاک عراق وارد شویم (اینگونه که ما با نظریه (تصرف کانون آتش) وارد خاک عراق شدیم و تا آنجا که من می دانم،‌نظریه کارشناسی فرماندهان ارتش و مسئولان نظامی این بود که باید برویم و علتش هم قصاص بود.)

4. بی توجهب به پیامدهای ادامه جنگ در خاک عراق و مشکلات ناشی از جنگ طولانی.

اما در جلسات تصمیم گیری به ایم موضوع توجه داشتند که ا ادمه جنگ، اوضاع تغییر خواهد کرد و چشم انداز روشنی برای پایان دادن به آن وجود ندارد و لذا زمان مناسب برای تصمیم گیری پس از فتح خرمشهر است. در عین حال، امام بهنظریاتی کمه شخصیت های سیاسی و نظامی، مبنی بر ضرورت ادامه جنگ می دادند توجه و در پایان موافقت خود را اعلام کردند.

5. پایان دادن ه جنگ با استفاده از فرصت و متکی بر موقعیت ممتاز نظامی و سیاسی ایران

نهضت آزادی با اولین موضع گیری مکتوب با صدور قطعنامه پنچمین کنگره نهضت، در فروردین 1362، این نظریه را طرح کرد(2) نظریه به اینکه نهضت هنگام تصمیم گیری در خرداد و تیر 1361 هیچ گونه موضع رسمی و مکتوبی را منتشر نکرد لذا اعلام این نظریه در سال 1362 تنها در چارچوب مواضع حزبی کارکرد سیاسی، تبلیغاتی داشت.

 

جنگ ایران و عراق با عناوین متفاوتی مانند (دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، جهان سومی، جنگ اول خلیج فارس) یاد شده. امام خمینی رهبر انقلاب به تحولا سیاسی اجتماعی توجه می کردند در چارچوب تفکر دینی با تعریف جدید از عالم و ادم جنگ و جهاد و دفاع دراسلام، ماهیت تجاوز عراق به ایران و هدف اصلی از این اقدامات را در چارچوب )اسلام و کفر) و (حق و باطل) توضیح می دادند. مبنایی که تفکر امام درباره جنگ در درجه نخست برپایه ماهیت حکومت ایرن و عراق بود. اما اقدامات عراق علیه ایران را عملی الحادی و کفر آمیز دانستند چنان که طی سخنانی فرموند: (قیام بر ضد کشور اسلامی که الان در ایران مستقر است همین قیام بر ضد او، در حکم الحاد و کفر است.)

 

1. روزنامه نوروز 16/3/1381، ص 2

2. پرسش اساسی جنگ، محمد درودیان،‌ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ دوم، 1382

 

به مناسبتهای مختلف بویژه در ابتدای جنگ، هیئت صلح کنفرانس اسلامی و برخی سران کشورهای اسلمی برپایه مسلما بودن مردم ایران و عراق خواهان اتمام جنگ بودند. و ادامه آن را نوعی برادر کشی می دانستند آقای مهاجرانی در مصاحبه با یکی از روزنامه ها تأکید کرد: (جنگ با عراق ایدئولوژیک نبود و کشور اسلامی سر مسائل مختلفی با هم درگیر شدند جنگ ین اسلام و کفر نبود.درگیری میان دو کشور اسلمی بود که نمی بایست اتفاق بیفتد و در نخستین مراحل باید خاموش کرد(... به هر دلیل در بین مسلمان، جنگی اتفاق افتاده که اصل بر اتمام آن است نه بر دامنه گسترش جنگ امام عقید مقابل آقای مهجرای داشتند. اما حکومت بعثی ها را مشروع و اسلامس نمی دانستند.

 

فیلیپ رابینز سه هدف اصلی را عناصر تشکیل دهنده استراتژی عراق میداند:

1. مهر انقلای اسلامی در ایران بود. دیوید اوئن وزیر خارجه انگلیس در روزنامه گاردین نوشت: ما امیداواریم که شور التهاب انقلاب اسلامی در طول جنگ منطقه ای به مصرف رسیده و سرانجام فروکش کند.

2. تصرف استان خوزستان و تجزیه ایزان می توانست در خدمت اهداف توسعه طلبانه عراق باشد تنگناهای ژئوپلتیک عراق برطرف می کرد و در عمل به معنای لغو قرارداد 1975 و تضعیف نظام تازه تأسیس در ایران ارزیابی می شد.

انتخاب هدف اول متأثر از بازتاب های انقلابی اسلامی در میان کشورهای منطقه و نگرانی رهبران آنها از تغییر معادلات منطقه و خلأ ناشی از سقوط شاه و شکست استراتژی آمریکا و پیروزی قاطع عراق ممکن بود مقدمه ظهور قدرت منطقه ای عراق ارزیابی شود.

 

1. پیروزی های ایران بویژه فتح خرمشهر و احتمال سقوط صدام فضایی ایجاد کرد که در نتیجه آن ایران در سطح منطقه استاتژبک یافت و همین باعث شد که در نزد بازیگران منطقه و بین المللی نوعی نگرانی بوجود آورد.

2. رفتار سیاستمداران منطقه ای بین المللی و عراق براساس درک تحولات جدید جنگ و فرآیندهای احتمالی، کنش و واکنش های جدیدی را بوجود آورد که در ذهنیت و باور مردم ایران و تصمیم گیرندگان تأثیر کرد.

3. وقوع وادث و رخدادهای جدید در سطح منطقه ودر عرصه های سیاسی نظامی جنگ، که پارهای از آن ها حاصل کنش بازیگرن بود، در شکل گیری روندهای جدید و در نتیجه اامه جنگ پس از فتحخرمشهر نقش و تأثیر داشت.

در جنگایران و عراق با آشکار شدن علائم پیروزی ایران و شکست احتمالی عراق تدریجاً سیاست ها و مواضع آمریکا تغییر کرد ودر واقع با پیروزی های نظامی ایران،‌ماهیت جنگ تغییر کرد: از نظر آمریکا موقعیت ژئوپلتیک ایران،‌با قرار گرفتن در شمال خلیج فارس و در جنوب شوروی اهمت استراتژیک بسیاری داشت و به همین دلیل، در حوزه منافع آمریکا تعریف شده بود، سیاست کلی آمریکا در برابر ایران، این بود که(ایران نه بدان اندازه تضعیف شود که در معرض بی ثباتی و تجزیه قرار گیرد که در نتیجه شوروی از آن بهره گیرد و نه بدان اندازه تقویت شود که به گفته نیکلسون براساس قابلیت های بالقوه برای تبدیل به قدرتی منطق های نقش و تأثیر داشته باشد.)

آمریکا در جنگ ایران و عراق با دو گزینه کاملاً متفاوت مواجه بود، در گزینه نخست یا به رسمیت شماختن برتری ایران و خوایتههای ایران را تأمین نماید و جنگ خاتمه یابدف چنین اقدامی پیامدهای استراتژیک در برداشت وبه مثابه تعمیق و کسترش انقلاب اسلامی در منطقه و خطر بی ثباتی در کشورهای متحد آمریکا و در نتیجه تغییر موازنه نیروهای منطفه بود.

گزینه دوم حمایت از عراق و حفط صدام. بر اثر پیروزی ایران آمریکا برای اجتناب از پیدایش وضعیت جدید از سال 1982 سیاست بازی شطرنج با عراق را دنبال کرد.

شوروی و جامعه اروپا ومخصوصاً کشورهای منطقه به دلیل اینکه انقلاب اسلامی بر ساحتار متزلزل ومحافظه کارانه داخلی این کشورها تأثیر می گذاشت علاوه بر اینکه آغاز جنگ از عراق حمایت می کرد کمک های اطلاعاتی و تبلیغاتی در اختیار عراق می گذاشت.

  عراق: پس از فتح خرمشهر، رفتار عراق متأثر از شکست های نظلمی بود و در نتیجه برای جلوگیری از ناکامی های عراق و پیروزی های ایران صدام با حمایت بین المللی موقعیت خود را با حذف و تصفیه مخالفان داخلی تثبیت و در جبهه های جنگ نیز قدرت دفاعی ارتش عراق را در برابر تهاجمات احتمالی ایران تقویت می گردد.

 

ایراند فضای انقلابی با کسب اعتماد به نفس م خودباوری دمن متأثر از پیروزی های 8ماهه سبب شده بود که هرگونه شک و تردید را در عدم موفقیت یا ضعف اوضاع در ادامه جنگ ورود به خاک عراق برای دیگران از بینبرده و ایران با این باور که با فشار نظامی اوضاع را برای عراق دشوار کند و با تصرف منطقه ای با اهمیت در عراق موقعیت خود را تثبیت کند تا حامیان عراق با تأمین خواسته های ایران، وضعیت را برای خاتمهدادن به جنگ فراهم سازد. در نتیجه به منظور بررسی وضعیت کشور مسئولان با امام جلساتی تشکیل دادند:

جلسه اول روز دئشنبه سوم خرداد برگزار شد، خرمشهر را بطور کامل تسخیر کرده ودشمن تسلیم سد و در ان جلسه بحث جدی این بود خوب حالا که دشمن فرار کرده و نیروهایش متلاشی شده اند حالا می خواهیم برویم داخل عراق. آخرین چیزی که بعد از مدتی طولانی بحث شد اما اجازه دادند جاهایی که مردم نیستند بروید از این جهت منطقه عملیات رمضان انتخای گردید.

(نظر ما واقعاً در اول کار این نبود قطعاً می گفند داهل خاک عراق لازم نیست که ما وارد بشویم. بعد که به هر حال به یت نتیجه رسیدند که عراقی ها اگر بفهمند که مرزشان وارد نمی شویم تسلیم نخواهند شد، می روند و با خیال راحت آن طرف شرارت می کنند)

جلسه دوم: در ششم خرداد و سه روز بعد از جلسه اول برگزار شد. آقای هاشمی در گفت و گوی اختصاصی درباره جلسه دوم و نظر ادامه در مورد ادامه جنگمی گوید:

(فرماندهان ارتش و پساه در خدمت اما رفتند و فرماندهان اگر حاگمان بغداد مطلع شوند که ما وارد خاک این کشور نمی شویم با خیال آسوده علیهما شرارت خواهند کرد، منطق جنگ این رانمی پذیرد.

آقای رضایی از جلسه دوم می گوید:

آن جا امام سوال کردند شما برای جه می خواهید از مرز جلوتر بروید؟ عده ای از دوستان استدلالهای سیاسی کردند و گفتند: مه بهاین دلیل می خواهین برویم برادرهای ارتش و ما آمدیم استدلالهای نظامی می کردیم؛ گفتیم که مثلاض ما اگر از مرز بیرون برویم به اروند ، آن جا اگر هم جنگ حالت معلق پیدا گند ینی نه جنگ باشد و نه صلح باشد پشت اروندرود می شود دفاع کرد.

 

برای نخستین بار در روزنامه جمهوری اسلامی ایران نظر امام اقل شد. اما با ادامه جنگ مخالف بود ولی بر اثر پافشری مسئولان جنگ نظر خود را تغییر داد. این مصاحبه آمده: (در مقابل مسانل خرمشهر امام معتقد است که بهتر است جنگ تمام شود. اما بالاخرع مسئولان جنگ گفتند: ما باید تا کنار شط العرب برویم تا بتوانیم غرامت خود را از عراق بگیریم.

 

در آن زمان فرماندهان و برخی سیاستمداران جلسه ای با اما داشتند و به بررسی وضعیت جبهه پرداختند و استدلال کردند که اینک زمان مناسبی برای پایان دادن جنگ نیست. اگر ما بخواهیم سر مرز و در منطقه جنوب ودر منطقه خرمشهر عمدتاً بایستیم و آتش بس را بپذیریم در واقع برای دفاع ازسرزمین ایران و خوزستان بهترین جایی برای پدافن مصلحت می دانستند رودخانه اروند رود بود. برای اینکه مقداری پیشروی کنند و خود را به پشت اروند رود بچسبانند دفاع در آنجا از سرزمین ایران آسانتر خواهد بود.)

مسئولان سیاسی با تئجه به ضرورت های سیاسی و لحا کردن برتری ایران بدنبال پایاندادن به جنگ بودند و نظامی ها بر این اسا و متأثر از نظریات مسئولان ساسی در پاسخ به پرسش اما بااستدلال سیاسی و مطرح کردند منشأ تصمیم گیری برای ادامه جنگ ملاحظات و اهداف سیاسی بود ولی در قالب ملاحظات نظامی و دفاعی مطرح شد.

      

       

 

 

      

/ 0 نظر / 9 بازدید